آغاز نه ماهگی و پایان روزهای انتظار
رادینم سلام عشق مامانی عزیز دلم دیروز 19 اسفند تولد نه ماهگی تو بود. من و بابا رضا خیلی خوشحالیم از اینکه روزهای انتظارمون داره کم کم به پایان میرسه و به زودی میتونیم چهره زیبای تو گل ناز رو ببینیم و لذت در آغوش کشیدنت رو بچشیم پسرک خوشگلم میدونم که تو هم مثل من و بابایی از انتظار خسته شدی و دوست داری هر چه زودتر بیای بیرون و توی اتاق خوشگلی که با عشق برات آماده کردیم جا خوش کنی و با گریه ها و خنده های قشنگت دل مامان و بابا رو ببری. این روزا که دیگه حسابی بزرگ و تپل شدی با سفت کردن و گوله کردن خودت شکم مامانی رو حسابی سفت و گنده میکنی بیشتر ساعات روز رو بیداری و وقتی خودتو تکون میدی شکم مامانی رو از حالت قرینه خارج میکنی و من و بابایی کلی می...







