رادينرادين، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

آقا رادین

رادین عسلی مرد میشود...

 این روزها حسابی وضع روحیم خرابه. با اینکه عیده و باید خوشحال باشم اما نیستم. چون الان چهارمین روزیه که به رادین عسلم شیر ندادم از روز اول فروردین برنامه از شیر گرفتن رادین رو شروع کردم. تا 15 فروردین توی خونه هستم و سرکار نمیرم و به همین خاطر گفتم از روز اول فروردین شروع کنم که تا موقع رفتنم به سرکار رادین عسلم به شیر نخوردن عادت کرده باشه و ساعت خوابش هم دوباره تنظیم شده باشه. روز اول تا ظهر طرفای ساعت 11 به پسرکم شیر دادم. بعدش هم صبر زرد که از عطاری خریده بودم با آب قاطی کردم و به بدنم مالیدم. خیلی ناراحت بودم که رادین عزیزم الان که میاد شیر بخوره دهنش تلخ میشه اما راهی جز این نداشتم چون رادین خیلی خیلی به شیرم وابسته بود. وقتی اومد...
4 فروردين 1393

علاقه رادین به کارتون دیدن

رادین عزیز مامان علاقه زیادی به انیمیشن Tangled یا همون گیسو کمند داره و روزی چندین مرتبه میشینه پای کامپیوتر و تماشاش میکنه. البته همیشه یه نفرمون هم باید همراهش بشینه و نگاه کنه. به محض اینکه یه نفر بره پای سیستم بشینه رادین هم میدوه و میگه اسب اسب و میاد میشینه روی پامون و نگاه میکنه. چون توی این انیمیشن یه اسب خیلی باحال هست و رادینم خیلی دوسش داره فقط باید تیکه هایی از کارتون رو براش بذاریم که اون اسبه توش هست و البته اون تیکه های ساز و آوازش  پسرک باهوش من از وقتی هم این کارتون رو نگاه میکنه زبان انگلیسیش هم خوب شده و بعضی از کلمات رو بعد از اونا تکرار میکنه. مثلا Hourse، Tell Me، Knife، Happy   و بابا رضا معنیاشونم بهش ...
24 اسفند 1392

رادین و نی نی

رادین عزیز مامان، نی نی توی شکم مامانش رو خیلی دوست داره. گاهی اوقات همینجوری که نشستم میاد پیشم و خودشو میکشه جلو و شکممو بوس میکنه و با زبون شیرین خودش میگه نی نی  خانم همسایمون هم جدیدا نی نی دار شده و چندباری که رادین عسلمو بردم پیش نی نی رادین خیلی دوسش داشت و مدام با اون لبای کوچولوی خوشگلش نی نی رو می بوسید. قربونش برم الهی پسر مهربونم. وقتی هم که من نی نی رو بغل میکنم اصلا حساسیت و عکس العملی نشون نمیده و اصلا ناراحت نمیشه تازه خوشش هم میاد و میگه مامااااااااااااااااااان ببل  یعنی مامان نی نی رو بذار بغل من قربون این حرف زدن قشنگش. دیروز نی نی رو چنددقیقه رو گذاشتم بغلش انقدر قشنگ نگهش داشته بود و نگاش میکرد. من که خیلی ل...
20 اسفند 1392

مامان ناراحته :(

پسرک شیرینم فردا یکسال و 11 ماهت تمام میشی و وارد آخرین ماه از یکسالگی زیبات میشی و به سلامتی کم کم دوساله میشی  عزیزکم مامان بی نهایت دوستت داره و از اینکه داره رشد و بالندگی تو رو میبینه خیلی خوشحاله. مامان فدای اون شیطنتها و شیرین کاریهای بامزه تو بشه که با همین کارای شیرینت دل همه رو بردی  وقتی ازخواب ناز بیدار میشی اولین کاری که میکنی اینه که با اون لبای خوشگل و خوشمزت یه بوس ناز و شیرین از صورت مامان میگیری و گاهی اوقات هم دستمو میبوسی. من فدای این بوس کردن قشنگت بشم پسرم  گاهی اوقات هم که از خواب بیدار میشی و هنوز خوابت میاد میای روی شکم مامانی میخوابی و چند دقیقه ای به همین حالت خوابت میبره وااااااااااااای یعنی من...
6 اسفند 1392

رادين و شيطنت

پسر قشنگم تو خيلي ناز  و دوست داشتني هستي. هر روز كه بزرگتر ميشي بامزه تر و شيرينتر ميشي و كاراي خيلي بامزه اي انجام ميدي. الان ديگه ميتوني تمام كلمات رو بگي و گاهي اوقات جملات كوتاهي هم ميگي. پسر شيرين من الان 1 سال و 10 ماه و 20 روزشه. هوش خيلي بالايي داره و گاهي واقعا همه ما ميمونيم در اين هوش و نبوغ سرشارش. غذاي بعضي از حيوونات رو به زيبايي ميگه. مثلا وقتي ازش مي پرسيم غذاي مرغ و خروس چيه؟؟ ميگه جو. غذاي هاپو چيه؟ مگه اتون منظورش استخونه قربونش برم الهي. ميگيم غذاي موش چيه؟ميگه پنير. غذاي پيشي چيه؟ميگه ماهي به سرسره بازي هم حسابي علاقه داره و وقتي ميبريمش پارك خودش از پله ها ميره بالا و از روي سرسره ليز ميخوره و مياد پايين و كلي ...
27 بهمن 1392

رادین در پارک

رادین عزیز مامان چند روز پیش که مامانش سرکار بود بهمراه مامان جونش و باباجونش و بابارضا رفتن پارک و رادین کلی عکس خوشگل گرفت... بقیه عکسها در ادامه مطلب... مامان قربون این خنده های شیرینت پسرک شیطون من فدای این نگاه قشنگت  رادین عسلی مثله یه پسر گل نشسته بین مامان جون و بابا جونش قربون راه رفتن قشنگت بشم پسرمممممم رادین و بابا رضای مهربون ...
15 بهمن 1392

عکس داریم عکس بدویییییید بیاید خاله ها

رادین جیگر مامان در جشن عروسی عمه سارا در بغل باباجون- 5 آبان 92 رادین به اصطلاح در حال خوردن ماست :) آقا رادین وروجک در کابینت آشپزخانه ( توضیح: کابینت رو ایمن سازی کردیم و فقط یه مشت خرت و پرت توش گذاشتیم که رادین باهاشون بازی کنه و خطری براش نداشته باشن) رادین عزیزم آماده برای رفتن به عروسی یکی از اقوام (قربون تیپ قشنگ پسرمممممممم) رادین خوشگل مامان رفته برای استقبال از رئیس جمهورمون که هفته گذشته به اهواز تشریف آورده بودن   ...
3 بهمن 1392

دايره المعارف رادين عسلي

تاتال: شكلات تيتو: شيشه مهنا: مهسا لولو: لوله پال: پاستيل نون: قند نوم: نون مان: مار آل: آشغال (وقتي آشغال ميبينه روي زمين يا چيزي ميخوره و ميخواد آشغالشو بندازه ميگه آل آل و اشاره ميكنه به سطل آشغال كه يعني منو ببريد كه اينو بندازم توي سطل آشغال قربون پسر تميزم برم من) مراحل گفتن كلمه اسماعيل ( بابا بزرگ رادين) از زبان رادين: من: رادين بگو اس رادين: اس من: حالا بگو ما رادين: ما من: حالا بگو عيل رادين: هل من: آفرين پسرم خوب حالا بگو اسماعيل رادين: بابا   انقدر از دستش ميخنديم كه حد نداره. چون گفتن اسماعيل براش سخته بجاش ميگه بابا مراحل گفتن عبدالرضا (شوهر خاله بابا رضا) من: رادين بگو عب ر...
24 دی 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آقا رادین می باشد