رادينرادين، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره

آقا رادین

اولین سفر رادین به آبادان

امروز 15 فروردین رادین عسلی به همراه مامان و بابا و خانواده پدری برای اولین بار به آبادان رفت. رادین و مامان مهرناز رفتن خونه دوست دوران دانشجویی مامان که اسمش خاله زینبه و بقیه هم رفتن مراسم بله برون یکی از اقوام. خاله زینب همیشه رادین رو از طریق وبلاگش دیده بود و روند بزرگ شدنش رو از این طریق طی میکرد و امروز اولین بار بود که رادین و خاله زینب با هم ملاقات کردن. خانواده خاله زینب خیلی خوب و مهربون و خونگرم بودن و خیلی هم از رادین خوششون اومد و تمام مدتی که ما اونجا بودیم رادین توی دست اونا دست به دست میشد و کلی هم باهاشون دوست شد و داداش خاله زینب هم از رادین کلی عکس گرفت. خلاصه امروز خیلی بهمون خوش گذشت. ممنون خاله زینب جون ...
16 فروردين 1392

پنجمین دندان رادین و دیکشنری رادین گلی

پسر خوشگل مامان الان سه روزه که پنجمین دندونش هم جوونه زده. یعنی در یکسال و 5 روزگی دندون نیش بالایی سمت راست رادین جوونه زد . مبارک باشه عسل مامان پسرم این روزها شیرینکاریهای زیادی انجام میده و هر کس هرکاری که میکنه رادین گلی اون کار رو تکرار میکنه. دوست داره همه چیز رو خودش بخوره لیوان و قاشق رو از دست من میگیره خودش مییبره سمت دهنش. تازه به من هم میده که بخورم قربونش برم من الهی  پسرم خیلی هم بامزه بای بای میکنه هرکس که داره از خونه میره بیرون یا وقتیکه خودش میخواد بره جایی بای بای میکنه و اون دست خوشگلش رو تکون میده  پسرم به توپ هم خیلی علاقه دا ره و بعد از کلمات ماما و بابا سومین کلمه ای که گفت توپ بود وقتی یه توپ رو میبینه...
16 فروردين 1392

عشقم تولد زيبات مبارك

رادين عزيزم يكسال از با تو بودن گذشت. يكساله كه تمام روز و شب ما رو به خودت اختصاص دادي و برامون روزهاي متفاوت و زيبايي رو رقم زدي. عشقم، نفسم، پسر خوشگلم يكسال پيش در همچين روزي تو گل زيبا قدمهاي كوچولوت رو بر چشمان منتظر و مشتاق ما گذاشتي و روز هفتم فروردين رو برامون زيباترين و به ياد موندني ترين روز زندگيمون كردي. عزيزم تولد زيبات مبارك باشه. عكس رادين عزيزم امروز در صفحه متولدين امروز ني ني وبلاگ قرار گرفته  و من و بابا رضا كه هميشه منتظر ديدن عكس رادين در اين صفحه بوديم كلي ذوق كرديم. دنیا صدای گریه کودکی را شنید که امروز تنها بهانه برای خندیدن من است... امروز را با هم لبخند می زنیم تولدت مبارک پسرك شيرينم ...
7 فروردين 1392

تولد تولد تولدت مبارك

سلام و صدسلام به پسر گل گلابم آقا رادين خوشگل مامان و بابا امروز اومدم با كلي خبرهاي تازه با عطر نوروزي. نوروز امسال اولين نوروزي بود كه رادين عزيز به جمع ما اضافه شده بود و لحظه تحويل سال رو كنار مامان و باباش بود و با شيرينكاريهاش اون لحظه رو براي ما شيرينتر كرد. روز سي ام اسفند يك ساعت قبل از تحويل سال من و رادين جوجو رفتيم حمام و لباساي خوشگل پوشيديم و به همراه بابا رضا در انتظار اين لحظه زيبا نشستيم. ساعت 2:31 وارد سال 92 شديم و سه تايي كلي ذوق كرديم و خنديديدم و از اينكه امسال رادين كوچولو به كنار سفره هفت سينمون اضافه شده بود كلي خوشحال بوديم. البته از ترس اينكه مبادا آقا رادين وروجك هفت سينمون رو خراب و داغون كنه سفره رو...
6 فروردين 1392

سومين و چهارمين مرواريدهاي زيباي پسرم

سلااااااااااااااااااااااام. من امروز اومدم با يه خبر خوب و شيرين كه خيلي خيلي خوشحالم كرده. رادين عزيزم دو تا ديگه از دندونهاي خوشگلش جوونه زده و مامان و بابايي خيليييييييييي از اين بابت خوشحالن. روز 14 اسفند يعني روزي كه رادين عزيز مامان 11 ماه و 7 روزه شد دندون بالايي سمت چپ، خودش رو به معرض نمايش گذاشت و مامان جون مهين اولين كسي بود كه اين خبر خوب رو به مامان مهرناز داد و دو روز بعدش هم دندون بالا سمت راست جلوه نمايي كرد و خوشحالي ما رو دو چندان كرد. البته اين رو هم بگم كه پسر خوشگلم خيلي خيلي اذيت شد و درد كشيد تا بالاخره اين دو تا دندون خوشگل از پوسته خودشون در اومدن. الهي بميرم واسه پسرم كه اينقدر اذيت شد. البته من و بابا رضا و ما...
19 اسفند 1391

یازده ماهگی رادین عسل

رادین عزیز مامان روز هفتم اسفند ماه یازده ماهه شد و وارد آخرین ماه از اولین سال زندگیش شد. اصلا باورم نمیشه که پسرک نازم داره یکساله میشه و به زودی جشن تولد یکسالگیش رو برگزار میکنیم اگه بخوام از شیرینکاریهای این روزای پسرم بگم باید بگم که این آقا پسر شیرین ما همه رو گاز میگیره و خودش هم کلی میخنده  هر کس رو هم بیشتر دوست داشته باشه بیشتر و محکمتر گاز میگیره  اینجانب رو چون بیشتر از همه دوست  داره با همون دوتا دندون کوشولو و نازش تیکه پاره کرده  و از کارای خوشگل دیگه ای که انجام میده اینه که هرکس رو و یا هر چیز رو که میخواد با اون دستای خوشگل کوچولوش اشاره میکنه و هی دستش رو باز و بسته میکنه. من قربون اون دستاش برم اله...
12 اسفند 1391

عشق مامان و بابا

رادين عزيز مامان هر روز شيرينتر و بامزه تر ميشه و مامان مهرنازش دلش ميخواد اين پسر نانازي رو درسته قورتش بده. پسر گلم حسابي شيطون شده و به همه جا سرك ميكشه و تا يه لحظه ازش غافل ميشي ميبيني رفته دم در حمام نشسته و داره فضولي ميكنه  قربونش برم من الهي. پسرك خوشگل مامان خودشو به مبل و ميز و وسايل خونه ميگيره و مي ايسته و خداييش خوب هم ميتونه خودشو نگه داره كه نيفته. ماشالله پسرمممممم. البته پسرم اينكارا رو خيلي وقته كه انجام ميده اما چون مامانش فرصت سرخاروندنم نداره وقت نميكرد كه بياد و كارهاي پسري رو توي وبلاگش بنويسه. يكي از كارهاي بامزه اي كه رادين عزيزم انجام ميده اينه كه صورت منو مثل يه خوراكي خوشمزه ميخوره و با اون دوتا دندون كوچولو...
21 بهمن 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آقا رادین می باشد