رادينرادين، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

آقا رادین

شیرینکاریهای رادین عزیز ما

رادین عزیز مامان دیروز هفتم دی ماه 9 ماهه شد و مامان و بابا برای ویزیت 9 ماهگی بردنش به مرکز بهداشت. قد و وزن و دور سر رادین عزیزم رو اندازه گرفتن و خدا رو شکر همه چیزش خوب و طبیعی بود.  پسر عزیزم هر روز شیرینتر از روز قبل میشه. رادین گل عسلی مامان کلمات مامان و بابا و دده و به به رو بخوبی میگه و با شیرینی خاصی اونها رو به زبون میاره. گل مامانی این روزها یه کار خیلی شیرین انجام میده و اون هم اینه که ازدستش بابا رضا فرار میکنه و می پره توی بغل مامانش و  یا هر کس دیگه ای که بغلش کرده. بابا رضا بهش میگه رادین باباش اومددددددد و رادین هم دست و پا میزنه و هول میشه و فرار میکنه و کلی هم میخنده و ما هم از اینکار گل پسری کلی لذت میبریم. ...
8 دی 1391

اولین شب یلدای نی نی نفس

میرزا رادین خان سپهسالار ( دوران طفولیت ) به تاریخ سی ام اذر ماه سنه یکهزار و سیصد و نود یک هجری خورشیدی  بقیه عکسها در ادامه مطلب... نی نی خوشتیپه بابا و مامانش رادین و مامانش آماده برای رفتن به مهمانی شب یلدا اینم آخر شب که آقا لالا فرمودند ...
6 دی 1391

کلییییییییییییی عکس

اینا عکسایی هستن که عمه سارا از رادین گرفته و تا حالا رو نکرده بود مرسی عمه مهربون که عکسای خوشگل از پسرم گرفتی بقیه عکسها در ادامه مطلب...   من تو این صورت کلی فوضولی میبینم خدا به داد برسه رادین وقتی تصمیم میگیره  بد اخلاق بشه رادین در مسافرت تکه کلام بابا بزرگ: کسی چیزی نگه به پسرم  ...
8 آذر 1391

8 ماهگی رادین عسل مامان

امروز رادین عزیز من به سلامتی 8 ماهگی رو هم پشت سر گذاشت و من و بابا رضا خیلی خوشحالیم که پسر عزیزمون داره روز به روز بزرگتر و زیباتر میشه. خدایا شکرت به خاطر این نعمت زیبایی که به زندگی ما هدیه دادی.
7 آذر 1391

رادین من بزرگ و بزرگتر میشه

رادین عزیزم دو روزه که کلمه بابا رو مدام و پشت سر هم تکرار میکنه و این کلمه رو اونقدر به زیبایی و شیرینی بیان میکنه که قند توی دل همه آب میکنه و گاهی هم کلمه ماما و بابا رو همزمان میگه. این روزها همه تلاشش رو میکنه که بتونه خودش حرکت کنه و چهار دست و پا بره و ما از دیدن همه این زیباییها غرق در لذت و شعف میشیم.  اینها نشونه های رشد و تکامل فرزند منه. فرزندی که حاضرم بخاطرش همه سختی ها و بیداریها رو تحمل کنم. پسر عزیزم دوستت دارم.
7 آذر 1391

عشق زندگی ما

رادین عزیزم عشقم گلم تو هر روز داری زیباتر و شیرینتر از قبل میشی و من از داشتن گل زیبایی چون تو خیلی خوشحالم. پسر عزیزم یکی از کارهایی که دو روزه یاد گرفتی و خاله مهسا بهت یاد داده اینه که دست خوشگل کوچولوتو به طرف ما میگیری و مشتت رو باز و بسته میکنی که یعنی بیا  بعد خودت هم به کف دستت خیره میشی و لبخند میزنی و وقتی من کف دستت رو میبوسم میخندی. الهی من قربون اون  خنده های خوشگلت بشم عزیزم. عشقم امروز با خاله مهسا بردیمت مرکز بهداشت. چون واسه 7 ماهگیت تهران بودیم و نتونسته بودم ببرمت امروز بردمت. قد و وزنت و دور سرت رو اندازه گرفتن و گفتن که همه چیزت خوبه و روی نموداره. خدا رو شکر عزیز دلم. بابا رضا هم کیشه و اشالله 2 شنبه آینده می...
26 آبان 1391

شیرینکاریهای پسر من

رادین عزیز من هر روز شیرینتر از روز قبل میشه و من و باباش رو عاشقتر میکنه. پسر عزیزم الان مدتیه که کلمه ماما رو با زبون خوشگل و شیرین خودش ادا میکنه. پسر گلم تقریبا 6 ماه و نیمه بود که برای اولین بار متوجه شدیم توی گریه های کودکانه اش کلمه ماما رو میگه. جدیداً هم وقتی که شیر میخواد میگه ماما و من دلم میخواد خودم رو براش بکشم. پسر کوچولوی ناز من وقتی که گرسنشه و شیر میخواد سرش رو به سینه ام میماله و میگه ماما. یکی دیگه از کارهایی که مدتیه یاد گرفته و البته بابا رضا بهش یاد داده اینه که با دهن کوچولو و خوشگلش موسیقی میزنه  ما با دست آروم میزنیم روی لبش و رادین هم صدا در میاره و صداش مثل یه موسیقی خوشگل میشه که همه خوششون میاد و میخندن. پس...
20 آبان 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آقا رادین می باشد